تبلیغات
حقیقت مسیح - قسمت سوم

قسمت سوم

چهارشنبه 2 بهمن 1392 02:54 ب.ظنویسنده : نیما اصلی

 
* انجیل متى
مورخان كلیسا این انجیل را نوشته (متى) یكى از شاگردان مسیح(ع) مى دانند. به اعتقاد آنها متى در تمام داستان ها و رخدادهایى كه در انجیل خود ذكر مى كند در كنار مسیح(ع) قرار داشته و آیات را براساس دیده ها و شنیده هاى خود در سال 38 میلادى, یا چنان كه عده اى معتقدند, بین سال هاى 50 تا 60 میلادى ثبت كرده است.47

* انجیل مرقس
این انجیل, اولین انجیلى است كه براى بیان تاریخ زندگى مسیح(ع) نوشته شده48 و نویسنده آن مرقس شاگرد برنابا مى باشد. هرچند مرقس از حواریون حضرت عیسى نبود, ولى انجیل خود را با نظارت و اشراف پطرس49 در حدود سال 70 میلادى تصنیف نمود.50 اما انتشار این انجی ل پس از وفات پطرس و پولس صورت پذیرفت.

* انجیل لوقا
این انجیل, نوشته لوقا از پیروان, همراهان و هم سفران پولس است. او كه در بیشتر سفرها پولس را همراهى مى كرده, انجیل خود را با هدایت و ارشاد پولس در حدود سال 63 میلادى براى یكى از اشراف یونان و یا از بزرگان روم به نام تیوفلس نوشته است.51

* انجیل یوحنا
این انجیل پس از انجیل متى, مرقس و لوقا توسط یوحناى رسول در اواخر قرن اول میلادى نوشته شده است. بیشتر مسیحیان این انجیل را اثر یوحناى رسول مى دانند و معتقدند یوحنا انجیل مرقس و لوقا را دیده و از انجیل مرقس بسیار سود برده است, اما از انجیل لوقا مانن د انجیل مرقس سود نبرده است.
در برابر این گروه از مسیحیان متعصب, عده دیگرى از پژوهشگران مسیحى نویسندگان انجیل را ناشناخته و زمان نگارش انجیل ها را نامعلوم مى دانند.
كرى ولف مى گوید:
(انجیل متى نوشته (متى) نمى باشد, زیرا در زمان هاى گذشته نویسندگان براى آن كه ارزش و اعتبار بیشترى به كتاب خود بخشند, آن را به نام یكى از پیامبران یا قدیسان انتشار مى دادند. در مورد انجیل ها نیز این واقعه رخ داده است. با این تفاوت كه نام گذارى انجیل ها از سوى دست اندركاران كلیسا انجام پذیرفته است, نه از سوى نویسندگان آنها.)
كریزوستوم یكى از روحانیان مسیحى كه از بزرگان كلیساست, معتقد است: نام هاى نویسندگان انجیل ها را در پایان قرن دوم میلادى بر آنها گذاشته اند. در آن زمان انجیل ها را به شاگردان عیسى(ع) نسبت مى دادند, تا از این راه بتوانند مردم را به باور آن سرگذشت ها و قصه ه اى ساختگى متقاعد كنند.
افزون بر این, كرى ولف زمان نگارش انجیل ها را سالتهاى پس از درگذشت و رستاخیز عیسى مى داند. او بر این باور است كه اولین انجیل تقریباً در حدود سال 150 میلادى نوشته شده است, چه اینكه در (رسالات) كه از سوى افراد و شخصیت هاى پیش از سال 150 میلادى نوشته شده, هی چ اشاره اى به انجیل ها وجود ندارد. همچنین در رساله (دیداخه
didakhe) یا (طریقت حواریون اثنى عشر) كه بین سال هاى 130 تا 140 میلادى نوشته شده, نامى از انجیل ها به میان نیامده و مطلبى از آنها نقل نگردیده است. تنها رساله اى كه از انجیل ها سخن مى گوید (ایرنه) irenee است كه در سال 180 میلادى نگارش یافته است; بنابراین مى توان نتیجه گرفت اولین انجیل, كمى پیش از سال 150 میلادى نگارش یافته است و همین انجیل تا زمان (ایرنه) باقى مانده است. 52
همو انتساب انجیل یوحنا را به یوحناى حوارى باور ندارد:
(این اسم نیز ساختگى است و پژوهش هاى جدید نشان مى دهد این انجیل قبل از دیگر انجیل ها نوشته شده است, نه پس از آنها چنان كه بسیارى معتقدند.)
هانرى دولافوس اندیشمند فرانسوى در سال 1925 در تحقیقى با عنوان (انجیل چهارم) پس از بررسى هاى بسیار به این نتیجه رسید كه انجیل یوحنا توسط یكى از شاگردان مارسیون مرتد نوشته شده و چند سال بعد یكى دیگر از پیروان مارسیون باب بیست و یكم و موعظه عیسى(ع) در (صحن مقدس) را بر آن افزوده است. این انجیل در نهایت از سوى یكى از پیروان مسیح بین سال هاى 107 تا 175 تنظیم شد و براى آن كه اعتبار بیشترى یابد آن را به یوحنا نسبت دادند و به (انجیل یوحنا) مشهور گشت.53
عده دیگرى از مسیحیان, انجیل یوحنا را اثر یوحناى شیخ مى دانند نه یوحناى رسول54 و بعضى دیگر یكى از پیروان یوحناى رسول یا یوحناى پیر را نویسنده انجیل یوحنا مى خوانند. براساس این دیدگاه, انجیل یوحنا نوشته یوحناى پیر است, اما پس از گذشت زمانى نه چندان طولانى مسیحیان یوحناى پیر را با یوحناى رسول اشتباه گرفتند.55

نابایسته هاى كتاب مقدس
ناسازگارى هاى آیات كتاب مقدس با یكدیگر و با یافته ها, دستاورهاى علمى و باورها و اعتقادات دینى از سرى مسائل مطرح شده در این موضوع است.
ناسازگارى عهد جدید با عهد قدیم
از آن زمان كه عهد جدید به عهد قدیم ضمیمه شد و كتاب مقدس شكل گرفت, گروهى از اندیشمندان مسیحى برخى از آیات عهد جدید را ناسازگار با آیات عهد عتیق یافتند و وحیانیت كتاب مقدس را زیر سؤال بردند.
مارسیون, یكى از فلاسفه غرب, ناسازگارى بزرگى میان خداى عهد عتیق با خداى عهد قدیم مى دید و بر همین اساس خداى این دو كتاب را یكى نمى دانست.56
تولستوى نیز میان تورات كه از نوشته هاى عهد عتیق است با انجیل كه از سرى كتاب هاى عهد جدید است ناسازگارى مى دید, و به همین جهت تورات و انجیل را وحى الهى به شمار نمى آورد. او معتقد بود از این دو كتاب یكى وحى است و دیگرى نوشته بشرى. وى مى نویسد: تورات و انجی ل با یكدیگر ناسازگارند. تورات عدالت را (چشم به جاى چشم) و (دندان به جاى دندان) معرفى مى كند, اما در آیات انجیل, قانون عدالت آن است كه (در برابر شرور مقاومت نكنید; اگر به گونه راست شما سیلى زدند گونه چپ خویش را پیش آورید) و (اگر جامه شما را ربودند شنل خود را نیز بدهید) بنابراین چگونه امكان دارد هر دو تعریف و برداشت از عدالت, الهام الهى خوانده شود؟ به اعتقاد تولستوى نباید اشتباه كلیسا را مرتكب شد و در صدد ایجاد سازگارى میان آیات عهد جدید و عهد قدیم برآمد, چه اینكه از این دو یكى وحى الهى است و دیگرى نوشته بشرى. 57
آنتونى كالینز در كتابى به نام (بحث درباره پایه ها و دلائل دین مسیحیت) مى نویسد:
(پیش گویى هاى عهد عتیق مناسبت چندانى با مسیح ندارد و تفسیرهایى كه در عهد جدید در مورد این پیش بینى صورت گرفته صحیح نمى نماید.) 58
بوكاى نویسنده فرانسوى ناسازگارى ها میان عهد عتیق و انجیل ها را در مسأله پیدایش انسان و
یادآور مى شود و این گونه ناسازگارى ها را ضعف بزرگ كتاب مقدس مى خواند. 59

ناسازگارى آیات كتاب مقدس
درجاى جاى كتاب مقدس به آیاتى بر مى خوریم كه با دیگر آیات ناسازگار مى نماید. براى نمونه در مورد شجره نامه عیسى میان انجیل متى و لوقا همخوانى وجود ندارد; هر دو انجیل پدر عیسى را یوسف نجار معرفى مى كنند:
(یوسف نجار در سنین پیرى با مریم كه از (روح القدس) بار دار بود ازدواج كرد.)
حال این سئوال مطرح مى شود كه اگر پدر واقعى عیسى یوسف نجار نیست و مریم از روح القدس باردار شده, پس چرا در شجره نامه عیسى او را پدر عیسى معرفى مى كنند و اگر یوسف نجار پدر واقعى عیسى است, پس داستان باردار شدن مریم از روح القدس چه معنى و مفهومى دارد؟ از سویى دیگر اگر یوسف در تولد عیسى نقشى نداشته باشد باید انجیل ها عیسى را فرزند خدا معرفى كنند, نه آن كه شجره نامه عیسى را بیان نمایند و اثبات كنند عیسى ازخانواده داودشاه بوده است. 60
افزون بر این, شجره نامه عیسى در انجیل متى با شجره نامه او در انجیل لوقا تفاوت بسیارى دارد; در انجیل متى پدر بزرگ عیسى یعقوب است, ولى در انجیل لوقا پدر بزرگ او هالى خوانده شده است. در انجیل متى درباره اجداد عیسى چنین مى خوانیم:
(یوسف پسر یعقوب پسر متان, ایلعازر پسر ایلیهوو و پسر یاكین, پسر صادوق پسر عازور.)
در صورتى كه انجیل لوقا در این باره مى گوید:
(یوسف پسر هالى پسر متان پسر لاوى, پسر ملكى, پسر نیا, پسر یوسف, پسر متاتیا پسر آموس و
)
انجیل متى از ابراهیم تا عیسى چهل و دو نفر را در سلسله نسب ذكر مى كند, ولى انجیل لوقا پنجاه و شش نفر را در سلسله نسب ذكر مى كند. در همین راستا آرتوردروز دانشمند آلمانى و مسیحى در شجره نامه انجیلى عیسى مى گوید:
(بررسى جزئیات این شجره نامه امكان پذیر نیست, زیرا نویسندگان انجیل ها از پیش خود این شجره نامه ها را بیان مى كنند.)61
نمونه دیگر: در انجیل متى و یوحنا هیچ ذكرى از صعود عیسى به آسمان وجود ندارد, اما در انجیل لوقا صعود در همان روزى رخ داده كه عیسى از قبر خارج شده, و همین صعود در اعمال رسولان, چهل روز پس از برخاستن و خروج عیسى از قبر اتفاق افتاده است و به خلاف این دو كتاب در انجیل مرقس زمان صعود تعیین نشده است. 62

ناسازگارى آیات با علم
در آغاز مسیحیت, بزرگان مسیحى هماهنگى میان كتاب مقدس و علوم را یكى از عناصر ضرورى براى اثبات اصالت یك متن مى خواندند و سنت اگوستین نیز در نامه شماره هشتاد و دو خود بر این اصل مهر تأیید زد, اما پس از آن كه علوم به صورت چشمگیرى گسترش یافتند و بشر بر كشف نایافته هاى توانا شد, ناسازگارى ها میان آیات كتاب مقدس و مطالب علمى و یافته هاى جدید آشكار گردید, به ناچار بزرگان كلیسا از تصمیم سابق خویش كه تطبیق و مقایسه میان آیات كتاب مقدس و علوم بود دست كشیدند. 63
در برابر موضع كلیسا, گروهى در پى كشف ناسازگارى ها برآمدند. پورفیر, نقاد مسیحیت در عهد كهن یك سلسله تناقضات و سخنان باور نكردنى از كتاب مقدس نقل مى كند. 64
روند كشف ناسازگارى هاى كتاب مقدس با یافته هاى علمى همچنان ادامه داشت و دینداران نظریات جدید علمى را نوعى معارضه با وثاقت و اعتبار كتاب مقدس مى انگاشتند, ولى لوتر و حتى كالون این گونه سخت گیر نبودند; به اعتقاد آنها وثاقت و منشأ اعتبار وحى در نص ملفوظ [= ك تاب صامت] نبود, بلكه در شخص مسیح و مخاطب وحى بود.
اما از آغاز قرن هفدهم بسیارى از پروتستان ها كتاب مقدس را چون مخزن معارف لدنى, معصوم یا مصون از خطا, از جمله شامل مسائل علمى كه از جانب خداوند صادر شده تلقى كردند, یعنى به جاى آن كه كتاب مقدس را روایت رویدادهایى بدانند كه طى آنها خداوند خود را متجلى ساخته است, آن را مجموعه معارف بى خدشه و خطاناپذیرى در نظر آوردند كه گزارش گونه یا گزارش گویانه, لفظ به لفظ از سوى خداوند نازل شده است. این عده كه چنین نگاهى به كتاب مقدس داشتند با نظریه كوپرنیك مخالفت مى كردند, چه آن را با نصوص كتاب مقدس كه بر زمین مركزى دلال ت داشت معارض مى یافتند.
مدت ها پیش از داروین, دانش علمى ـ از اخترشناسى كوپرنیكى گرفته تا زمین شناسى جدید ـ سایه تردیدى بر نص [ترك تأویل] كتاب مقدس افكنده بود. افزون بر این, تحلیل علمى نصوص كتاب مقدس ـ تحقیقات تاریخى و ادبى كه به انتقاد برتر مرسوم شده بود ـ به دلایل به كلى متفاو تى, رفته رفته خطاناپذیرى و مصونیت از خطاى متون مقدس را مورد چون و چرا قرار داده بود; بدین سان مایه تعجب بود كه بخشى از شور و غوغاى مردم علیه تكامل تغییر جهت داده و به معارضه با وثاقت و اعتبار كتاب مقدس تبدیل شده بود. یك علت آن این بود كه براى نخستین بار اصول عقاید مهم كتاب مقدس ـ هدف دارى جهان, شأن و اشرفیت انسان و نمایش شكوهمند آفرینش انسان و هبوط آدم ـ دستخوش تردید و تهدید شده بود و بسیارى از مسیحیان تنها یك راه براى دفاع از این باورها و اعتقادات داشتند و آن اعتقاد به معصومیت و خطاناپذیرى كتاب مقدس بو د كه ویژه دوره اسكولاستیك پروتستان بود. اما از نظر نص گرایان كه به ظاهر آیات استدلال مى كردند, هیچ نوع سازش با نظریه تكامل امكان پذیر نبود و سفر پیدایش آفرینش انواع را به همین هیئت كنونى كه یكباره انجام گرفته شرح مى دهد. 65
در برابر این گروه كه از تعصب شدیدى برخوردار بودند, عده اى ناسازگارى هاى آیات كتاب مقدس با یافته ها و مسائل علمى را موجب از بین رفتن قداست كتاب مقدس نمى دانستند و در پى كشف ناسازگارى ها بودند.
ییكى از اسقف هاى آفریقا كه با ریاضیات آشنایى كامل دارد, به بررسى نقادانه كتاب مقدس مى پردازد. او مى گوید:
بر اساس برخى مقررات كه در اسفار پنج گانه عهد عتیق وجود دارد, كشیشان اولیه عبرانى باید هر كدام روزانه دقیقاً هشتاد و پنج عدد كبوتر را میل مى كردند و در هر دقیقه چهارصد تا هزار و پانصد گوسفند را قربانى كرده باشند. 66
پیاتى گورسگى در این باره مى نویسد:
(در انجیل ها چه از جهت تاریخى و چه از لحاظ جغرافیایى مطالب نادرست فراوان به چشم مى خورد, و نویسندگان متون مقدس بى تردید از مكان هایى كه توصیف كرده اند اطلاع نداشته اند; مثلاً (متى) از گردبادى وحشتناك حكایت مى كند, در صورتى كه منظور او از این گردباد, دریا چه كوچك (ژنزاره) بوده است.
در انجیل مرقس و انجیل متى از رمه هاى بزرگ خوك یهودیان كه در حدود 2000 رأس بوده و در فلسطین مى چریده اند, سخن به میان آمده است. با اینكه یهودیان خوك را نجس مى دانستند و از گوشت آن استفاده نمى كردند, و به پرورش آن نمى پرداختند.
در انجیل متى بوته خردل گیاهى فصلى و بزرگ تر از سبزى هاى خوردنى معرفى شده است و متى بر این باور بوده كه این گیاه به اندازه درختان رشد مى كند و قد مى كشد و پرندگان بر شاخه هاى آن آشیانه مى سازند.) 67
بر اساس انجیل لوقا, یوسف در زمان سرشمارى در امپراطورى روم همراه با مریم از ناصره به بیت اللحم سفر كرد و عیسى در آنجا دیده به جهان گشود, در صورتى كه در دوران امپراطورى آگوست اصلاً سرشمارى انجام نگرفت و یهودیه نیز تا پس از زمان فرضى تولد عیسى به امپراطورى روم ضمیمه نگردید, بلكه سرشمارى در سال هفتم صورت پذیرفت و آمارگران تنها به محل سكونت اهالى منطقه رفتند, و ضرورتى نداشت كه به بیت اللحم وارد شوند. 68
ناسازگارى هاى عهد عتیق با یافته ها و دستاوردهاى علمى به اندازه اى زیاد و در خور توجه است كه بوكاى مى گوید:
(در مورد عهد عتیق نیازى نبود از كتاب نخست آن یعنى سفر پیدایش پا فراتر نهم تا به تأكیداتى آشتى ناپذیر و غیرقابل توجیه با معلومات قطعى علمى روبرو شوم.) 69

ناسازگاى آیات با باورها و اعتقادات
بر اساس انجیل, عیسى به جهان آمد تا بنى آدم را از عواقب گناه اولیه اى كه آدم و حوا مرتكب شدند رهایى بخشد. این باور كه اساس تمام معتقدات انجیلى خوانده مى شود, در نگاه كرى ولف قابل فهم نیست, زیرا در تمام جهان هستى كسى نیست كه بالا دست خدا قرار گیرد; بنابراین خداوند كه پسر خویش را براى بازخرید آدمیان فدا مى كند, این فداكارى را در قبال چه كسى مى نماید و در برابر چه كسى مسئول است و قربانى خود را به چه كسى تقدیم مى كند؟ 70
برتراند راسل فیلسوف معروف پس از نقل این سخن عیسى (در برابر كسى كه با شما بدرفتارى مى كند مقاومت نورزید و به عكس اگر كسى به گونه راست شما سیلى زد گونه چپ خود را نیز در معرض سیلى او قرار دهید) 71 مى گوید:
این دستورالعمل تازگى ندارد و لائوتسو پنج یا شش قرن پیش از عیسى آن را مطرح كرده است و افزون بر این كسى به این دستور عمل نمى كند, هر چند مسیحى كاملاً ًمعتقدى باشد. 72
به اعتقاد راسل بعضى آیات انجیل ناسازگار با عقل مى نماید, مانند اینكه عیسى تصور مى كرد كه رجعت یا ظهور دوم در میان ابرهایى از حشمت پیش از اینكه زندگان از دنیا بروند انجام خواهد گرفت, چه اینكه او مى گوید: شما هنوز از شهرهاى اسرائیل گذر نكرده اید كه فرزند ا نسان ظهور خواهد كرد
بسیارى از افرادى كه اینجا حضور دارند پیش ازنظاره بازگشت و حكومت پسر جلال فرزند انسان از دنیا نخواهند رفت. راسل مى نویسد:
(بر اساس برخى جمله ها مى توان نتیجه گرفت: عیسى مى پنداشت دومین ظهورش در زمانى است كه مخاطبانش در قید حیات باشند. وقتى عیسى مى گفت براى روز بعد نگران نباشید, قصد او این بود كه تصور مى كرد ظهور دوم او به زودى رخ خواهد داد و در نتیجه امور و مسائل مربوط به ز ندگى دنیوى اهمیت و ارزش خود را از دست مى داد.) 73
یكى دیگر از معتقدات انجیلى مسأله تثلیث است; یعنى خداى پدر (أب), خداى پسر (ابن) و خداى روح القدس. مسأله تثلیث از جمله مطالبى است كه مورد تأیید عقل قرار نمى گیرد و همه خداپرستان در این مسأله سرگردان مى باشند, چه اینكه بر اساس تعالیم كلیسا خدا واحد و یگانه است. اما در عین حال در وجود سه شخص یا سه صورت تجلى مى كند: أب, ابن و روح القدس. این سه شخص نیز از هم جدایى ناپذیرند, زیرا تثلیث غیرقابل تقسیم است, و با این وجود هر یك از اجزاى تثلیث به صورت مستقل درخارج وجود دارند; مثلاً وقتى كه روح القدس بر مریم عذرا ظ اهر شد تا عیسى را براى او به وجود آورد, بى تردید جداى از آن دو فرد دیگر آمده است, بنابراین تثلیث غیرقابل تقسیم شده است؟
انجیل ها نقل مى كنند كه پس از آن كه عیسى ده ها سال بر زمین زیسته است. آیا او در این مدت از خداى پدر جدا بوده و یا در حالى كه شكل آدمى داشته غیرقابل تقسیم و لاینفك باقى مانده است. اگر جدا بوده پس تثلیث غیرقابل تقسیم است و مسیحیان سه خدا را مى پرستند نه یك خدا را, و اگر در آن مدت از آن دو جدا نبوده پس خداى پدر (أب) و روح القدس نیز با او به صورت انسان بوده, تازیانه خورده, محاكمه شده و به صلیب كشیده شدند. بنابراین خداى پدر نه تنها پسر خود, بلكه روح القدس را نیز خدا كرده است. به جهت همین اشكالات است كه مبلغا ن مسیحى فهم و درك مسأله تثلیث را ناممكن مى دانند.

انجیل هاى همانند یا همسو
هر چند میان انجیل ها ناسازگارى و ناهماهنگى بسیار به چشم مى آید و از این جهت آنها را در معرض شك و تردید قرار مى دهد, اما همانندى هایى نیز میان انجیل ها وجود دارد. لغت و واژگان به كار رفته در سه انجیل متى, لوقا و مرقس تا حد زیادى به یكدیگر شباهت دار ند, تا آنجا كه خواننده آنها را سه انجیل نمى بیند, یا اگر سه انجیل ببیند سه انجیل متشابه مى بیند; بنابراین, این گونه مشابهت ها نیز انجیل ها را مورد اشكال قرار مى دهد.
فلوید فیلون مى نویسد:
(انجیل متى و لوقا تشابه زیادى با یكدیگر دارند. در این دو انجیل, حوادث و گفتارهاى انجیل مرقس كاملاً تكرار شده است و تا حدود زیادى لغت هاى یونانى به كار رفته در سه انجیل متحد و یكدست است. به همین جهت این سه انجیل را (انجیل هاى متشابه) نامیده اند.) 74
تفاوت هایى كه میان انجیل ها وجود دارد با شباهت هاى كامل در ترتیب و محتوا و جمله بندى متعادل مى گردند. وقایع بسیارى از زندگى مسیح در هر چهار انجیل ذكر شده است و چون این وقایع نسبت به یك فرد مشخصى است, طبیعى است كه هماهنگى و سازگارى فراوانى میان مطالب و شر ح اصول كردار عیسى(ع) وجود داشته باشد, اما با این وجود پرواضح است كه میان سه انجیل متى, لوقا و مرقس از جهت محتوا و روش بیان, ارتباط تنگاتنگى وجود دارد. به همین جهت این سه انجیل, انجیل هاى هم نظر یا متشابه خوانده شده اند.
در این بحث در واقع سؤال اساسى چنان كه (مریل . سى . تنى) مى گوید این است كه اگر سه انجیل متشابه از جهت اصل و شیوه تدوین كاملاً مستقل از دیگرى بوده اند, پس چرا این اندازه شباهت میان این سه انجیل وجود دارد تا آنجا كه بعضى موارد و كلمات به كار رفته در انجیل ها یكى باشند؟ براى نمونه شفاى مبروص در انجیل متى 75 انجیل مرقس 76 و انجیل لوقا 77 ذكر شده است. در هر سه انجیل به یك رخداد اشاره شده است, چه اینكه در هر سه مورد عملى كه انجام شده یكى است و مكالمات صورت گرفته تقریباً شبیه یكدیگرند, هر چند جملاتى كه براى بی ان اتفاق مورد استفاده قرار گرفته به جهت برابرى با متن كلى با یكدیگر متفاوتند. اما سخنان عیسى در هر سه انجیل كاملاً شبیه یكدیگرند. این یكى بودن كلمات را چگونه توجیه كنیم؟!
چرا سه نفرى كه گفته مى شود به صورت مستقل از یكدیگر به نوشتن انجیل مشغول بودند, از كلمات و واژگانى استفاده مى كنند كه شبیه یكدیگرند؟! آیا نویسندگان انجیل ها نوشته ها و یا انجیل هاى خود را از روى یكدیگر نوشته اند و یا از منبع مشتركى استفاده نموده اند و یا اینكه در نگارش انجیل ها با هم همفكرى داشته اند؟ براى حل این مشكل نظریه ها و فرضیه هایى از سوى متفكران مسیحى ابراز شده است:
1. برخى از صاحب نظران فرضیه (منابع شفاهى) را مطرح مى كنند. بر اساس این فرضیه نویسندگان انجیل ها یا از كارها و تعالیم عیسى(ع) اطلاع شخصى داشته اند و یا اینكه محتواى موعظه هایى را كه بارها از رسولان شنیده بودند به رشته تحریر درآورده اند. برابر این فرضیه حق ایق مربوط به عیسى مسیح جمع آورى و مرتب گردید و سپس به خاطره ها سپرده شد و در نهایت به صورت شفاهى و تقریباً ثابت موعظه درآمد. 78
2. فرضیه دوم فرضیه استفاده از یكدیگر است. صاحبان این نظریه معتقدند كه دو انجیل از مطالب انجیل دیگر استفاده كرده اند.
3. نظریه سوم كه مشهورترین نظریه است استفاده از منابع كتبى نام دارد. بنابر این فرضیه, متى و لوقا انجیل هاى خود را بر اساس انجیل مرقس و مجموعه اى از فرمایشات عیسى به نام (
q) نوشته اند. این حرف مخفف كلمه آلمانى (quelle) به معناى منبع مى باشد. 79
تمام مورخان بر این باورند كه پس از مرگ عیسى تعدادى از شاگردان وى كلمات و سخنان او را به رشته تحریر درآورند و یادداشت هاى تاریخى بر آن افزودند, و در نتیجه یك سند بلكه یك سلسله اسناد در مسائل این دین به وجود آمد كه ایشان از آن به حرف (
q) تعبیر مى كنند. این مجموعه در اثر اعمال مسیحیان رنگ هاى خاصى به خود گرفته و بعضى از اقوال بر آن افزوده شده و به سهو و اشتباه آنها به عیسى منسوب گشته است, ولى با این وجود مجموعه (q) به صورت یك سند محكم و قابل اطمینان است.
فرضیه سوم بر این اساس مطرح شده كه انجیل پژوهان با وجود هماهنگى و همخوانى انجیل متى و لوقا در محتوا و ترتیب مطالب, تمام محتویات انجیل مرقس را در این دو انجیل یافته اند تا آنجا كه برخى مى گویند: 95% مطالب انجیل مرقس تقریباً كلمه به كلمه در انجیل متى وجود د ارد و در حدود 60% انجیل مرقس در انجیل لوقا كلمه به كلمه به كار رفته است.80 و هر چند متى و مرقس گاه مطالبى ذكر مى كنند كه در انجیل لوقا نشانى از آنها وجود ندارد, وگاه لوقا و مرقس مطالبى بیان مى كنند كه در متى وجود ندارد, ولى انجیل متى و لوقا بر خلاف انجیل مرقس چیزى نمى گویند. بنابراین به نظر مى رسد كه متى و لوقا بدون اینكه از یكدیگر خبر داشته باشند, هر دو ازمرقس استفاده كرده اند.
كارل لاخان بر این باور بود كه متى و لوقا از انجیل مرقس سود برده اند. این نظریه نخستین بار در قرن نوزدهم میلادى پیدا شد و پس از سال 1860 مورد پذیرش گروهى قرار گرفت. این نظریه امروزه نیز از طرفداران زیادى برخوردار است. 81
از سوى دیگر برخى ازمطالب مربوط به گفتارها, مانند موعظه مسیح بر فراز كوه, در انجیل متى و لوقا یاد شده است, اما در انجیل مرقس اثرى از این رخداد نمى توان یافت. افزون بر این, مجموعه هایى از سخنان عیسى (ع) بر روى پاپیروس متعلق به دوره آغاز مسیحیت پیدا شده كه همزمان با انتشار انجیل مرقس بوده است و این خود حكایت از وجود منبع دیگرى به نام (
q) دارد. 82
بارنت استریتر هنگامى كه متوجه شد برخى از مطالب انجیل لوقا تنها در این انجیل یافت مى شود و در انجیل مرقس و (
q) و متى وجود ندارد و همچنین برخى از مطالب انجیل متى اختصاصى است مانند تمثیل ملكوت آسمان به مردى كه تخم نیكو در زمین كاشت, پیشنهاد كرد كه تعداد منا بع چهار عدد باشد: 1. منبع مرقس 2. منبع (q) 3. منبع (m) 4. منبع (l) كه دو منبع اخیر دربردارنده مطالب خاص انجیل متى و مطالب خاص لوقا هستند. او مى گوید: (l) نتیجه تحقیقات شخصى لوقا مى باشد و (m) نتیجه تحقیقات شخصى متى. 83
بر اساس فرضیه سوم, ارتباط میان انجیل ها و منابع به این شكل قابل ارائه است.

در نگاه انجیل پژوهان انجیل مرقس در حدود سال 70 میلادى نگارش یافته است و انجیل متى بین سال هاى 80 تا 100 نوشته شده است, هر چند بیشتر انجیل پژوهان سال 85 میلادى را سال نگارش این انجیل معرفى مى كنند. انجیل لوقا بین سال هاى 90 تا 95 به رشته تحریر درآمد. بناب راین دو انجیل لوقا و متى امكان دارد از انجیل مرقس گرفته شده باشند. 84 و چون داستان هاى كودكى عیسى و بسیارى دیگر از قصه ها در انجیل لوقا آمده, اما در سایر انجیل ها نیامده, در مى یابیم كه انجیل لوقا از یك منبع خاص سود برده است و سایر انجیل ها از آن منبع بى بهره بودند. همچنین در انجیل متى فرازهایى وجود دارد كه در سایر انجیل ها اثرى از آن نمى توان یافت; مانند تمثیل ملكوت آسمان به مردى كه تخم نیكو در زمین كاشت.

تحریف كتاب مقدس
ناسازگارى هاى كتاب مقدس با اصول و قوانین قطعى علمى, ناسازگارى آیات با یكدیگر و
گروهى از پژوهشگران مسیحى را به این نتیجه رسانده كه كتاب مقدس تحریف شده است.
تولستوى یكى از محققان پرتلاش مسیحى كه مطالعات گسترده اى درباره انجیل ها داشته آنها را ازجمله كتاب هایى مى داند كه پس از ارتحال مسیح نوشته شده و آنها را پر از نقص, عیب و تحریف شده مى خواند. به باور تولستوى, انجیل ها منابع آلوده اى هستند كه مورخ نمى تواند جز با دقت و زحمت بسیار به آیین مسیح دست یابد. به همین جهت باید چشم را بر روى این كتاب ها بست و از آنها سود نبرد. 85
بوكاى نویسنده فرانسوى نوشته هاى عهد عتیق را در آمیخته با وحى مى داند و نویسندگان آن را افرادى مى داند كه در رابطه با الزامات و ایجابات دوره خویش در آنها دستكارى و تصرف كرده اند. 86
سلز یكى از فلاسفه كه متهم به پیروى ازنظریات اپیكور است و اصول عقاید مسیحى را مورد نقد و بررسى قرارداده, با لحنى تند و خشن مى گوید:
(بعضى ازمؤمنان در حالتى شبیه مستى سه چهار بار و حتى بیشتر متن اصلى انجیل ها را براى زدودن اتهام از آنها تغییر داده اند, اما در عین حال انجیل هاى كلیسایى با وجود تحریف هاى بسیار و دست كارى هاى فراوان هنوز هم پر از تناقض است.) 87
آنتونى كالینز در كتاب (گفتار درباره آزاد اندیشى) كه دنباله فكر خداپرستى خالص بود گفت:
(معانى و مطالب كتاب مقدس به وسیله كشیشان دنیامدار تحریف شده است.) 88
اعتقاد به تحریف كتاب مقدس آن چنان در میان مسیحیان رواج یافته كه مونتگمرى وات مى كوشد دلالت آیات قرآن بر تحریف كتاب مقدس را محدود نماید. او با پذیرش این نكته كه آیات زیر دلالت بر تحریف كتاب مقدس دارد, مى نویسد: این آیات دلالت بر تحریف كلى كتاب مقدس ندارد. 89 آیات مورد نظر او از قرار زیرند:
(أفتطمعون أن یؤمنوا لكم و قد كان فریق منهم یسمعون كلام اللّه ثم یحرّفونه من بعد ما عقلوه و هم یعلمون) بقره/75
آیا طمع دارید یهودیان به دین شما بگروند در صورتى كه گروهى از آنان كلام خدا را شنیده و به دلخواه خویش تحریف مى كنند با آن كه در كلام خدا تعقل كرده و معناى آن را دریافته اند.
(من الذین هادوا یحرّفون الكلم عن مواضعه و یقولون سمعنا و عصینا) نساء/46
گروهى از یهود كلمات خدا را از جاى خود تغییر داده و گویند فرمان خدا را شنیده و از آن سرباز زدیم.
(یحرّفون الكلم عن مواضعه) مائده/13
بنى اسرائیل كلمات خدا را از محل خود تغییر مى دادند.
(یحرّفون الكلم من بعد مواضعه یقولون إن اوتیتم هذا فخذوه و ان لم تؤتوه فاحذروا) مائده/41
گروهى كلمات حق را بعد از آن كه به جاى خود مقرر گشت, تغییر دهند و گویند اگر حكم قرآن این گونه آورده شد, بپذیرید و گرنه از آن دورى كنید.



آخرین ویرایش: - -

 
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:58 ق.ظ
Everything is very open with a very clear clarification of the issues.

It was truly informative. Your site is very helpful. Thanks for sharing!
جمعه 13 مرداد 1396 01:50 ب.ظ
Useful information. Lucky me I discovered your site accidentally, and I'm shocked why this accident did
not took place earlier! I bookmarked it.
شنبه 7 مرداد 1396 08:53 ب.ظ
Hi, of course this post is actually pleasant and
I have learned lot of things from it concerning blogging.
thanks.
دوشنبه 28 فروردین 1396 12:41 ب.ظ
Amazing things here. I'm very happy to look your post.
Thank you a lot and I am looking ahead to touch you.
Will you please drop me a mail?
جمعه 11 فروردین 1396 04:46 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts. I truly appreciate your efforts and I will be waiting for your further post thanks once again.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر