تبلیغات
حقیقت مسیح - سیره حضرت عیسى (علیه السلام)

سیره حضرت عیسى (علیه السلام)

چهارشنبه 2 بهمن 1392 11:29 ب.ظنویسنده : نیما اصلی

 

نویسنده:حضرت آیة الله جوادى آملى

مسیح مظهر جمال و جلال حق

خداى سبحان عیساى مسیح را انسانى پر بركت معرفى كرده، مى‏فرماید: نقصى در حرم امن زندگى این انسان كامل نیست و وى در همه ادوار از سلامت برخوردار است. او مظهر جمال و جلال حق است، از این رو نه مى‏توان به او آسیبى رساند تا از سعادتش محروم گردد و نه او به كسى آسیبى مى‏رساند تا دیگران را از سعادت محروم كند. بلكه آنچه از او به دیگران مى‏رسد خیر، رحمت و بركت است و آنچه او برداشت مى‏كند نیز خیر و رحمت و بركت است.انسان كامل از گزند حوادث چنان مصون است كه حادثه‏اى نمى‏تواند به سعادت او آسیب برساند و چنان نسبت به دیگران خیرخواه است كه از او آسیبى به كسى نمى‏رسد. قرآن كریم این دو صفت ممتاز و برجسته را از زبان عیساى مسیح درباره خود او بیان كرده و مى‏فرماید: وى بنده خداست كه از كتاب الهى و نبوت برخوردار است. و موجود پربركتى است كه دائم با نماز و زكات در ارتباط است. نسبت به مادرش رئوف و مهربان است. نسبت به كسى جبّار و شقىّ نیست. درود بر عیساى مسیح، روزى كه وارد عالم طبیعت شد و روزى كه به عالم برزخ مى‏رود و روزى كه از برزخ وارد قیامت كبرا مى‏شود: (... وجعلنى مباركاً أینما كنت... و برّاً بوالدتى و لم یجعلنى جبّاراً شقیّاً...) (44) . آنگاه خداى سبحان در تأیید و تثبیت این سخنان و حالات، و در تكذیب پندار كفر آلود دیگران درباره حضرت مسیح، مى‏فرماید: (ذلك عیسى ابن مریم) (45) ؛ این است عیسى.
 

تكلّم و كلام مسیح در گهواره

وقتى حضرت مسیح به دنیا آمد، اهل تفریط به مریم گفتند: تو خواهرِ برادرى وارسته و فرزند پدرى شایسته‏اى. مادرت نیز خوشنام و داراى سابقه طهارت بود، پس این فرزند را چگونه به بار آوردى؟ (یا اخت هرون ما كان ابوك امرء سوءٍ و ما كانت امّك بغیاً) (46) . حضرت مریم به اذن خداى سبحان ملهم شد تا به كودك اشاره كند و كودك پاسخ بدهد، زیرا پیش از این خداوند به وسیله فرشتگان به مریم بشارت داد كه ما به تو فرزندى خواهیم داد كه در گهواره سخن مى‏گوید، پس مریم یقین داشت كه كودك او در گهواره سخن مى‏گوید. از این رو به كودك اشاره كرد تا او پاسخ دهد. كسانى كه تهمت زده بودند گفتند: چگونه كودك در گهواره سخن مى‏گوید؟ (قالوا كیف نكم من كان فى المهد صبیاً) (47) .در این حال حضرت مسیح چند جمله سخن گفت كه هم جلو تفریط مفتریان را گرفت و هم راه را بر غلوّ افراطیها بست. چون جاهل یا اهل افراط است و یا اهل تفریط. گروهى از بنى اسرائیل بر اثر جهل، تفریطى بودند و مریم عذراء را به ناپاكى متهم كردند و عده‏اى دیگر بر اثر جهل، افراطى شده، عیسى (علیه‏السلام) را فرزند خدا دانستند. امّا عیسى در گهواره با اصل تكلم جلوى تهمت تفریطیان را گرفته، تهمت موجود را رفع كرد و با محتواى كلام جلوى غلوّ افراطیها را گرفت. توضیح این كه تكلمش در گهواره معجزه بود، و انسان ناپاك هرگز معجزه و آیت خدا را ندارد. پس آن حضرت با اصل تكلم ثابت كردن كه من طاهرم و از مادرى پاك به دنیا آمده‏ام و در محتواى كلام جلو هرگونه غلو اهل افراط را بست و براى این كه كسى نگوید: عیسى فرزند خداست، گفت: من بنده خدایم و به عبودیّت كه ریشه هر كمالى است، افتخار كرد: (قال انى عبداللّه اتانى الكتاب و جعلنى نبیّاً* وجعلنى مباركاً این ما كنت) (48) .
عبودیت پیوندى است بین انسان و خداى او و انسان به هر كمالى برسد بر اثر این پیوند است. زیرا بر اثر پیوند با كمال نامحدود، انسان، كامل مى‏شود. قرآن كریم كه علوم و معارفى را نصیب حضرت مسیح مى‏داند، طلیعه این تكامل را عبودیت او مى‏شمارد.آنگاه فرمود: خداى سبحان به من كتاب مجموعه قوانین و مشتمل بر احكام و حِكَم است. نظیر آنچه جبرئیل امین(علیه‏السلام) بر قلب مطّهر رسول خدا(صلی الله علیه واله) نازل كرد. در ادامه فرمود: خداوند مرا به مقام شامخ نبوت رساند. من گزارشگر و گزارشیاب خداى سبحانم و مى‏دانیم در جهان غیب چه مى‏گذرد و سرنوشت جهان طبیعت چه خواهد شد. حضرت مسیح در گهواره گرچه رسول نبود، یعنى مأمور نبود پیام خدا را به دیگران برساند، ولى نبوت را یافت یعنى گزارش به او رسید و این خبر را دریافت كرد.آنگاه فرمود: من موجودى پربركتم؛ من در هر شرایطى كه باشم، هر بركتهاى ظاهرى دارم هم بركتهاى باطنى، هم شما را به حیات ظاهرى احیا مى‏كنم، چون مرده را به اذن خدا زنده مى‏كنم، هم به حیات معنوى احیا مى‏كنم. چون با تعلیم حكمت و كتاب، مردگانِ بر اثر جهل را عالم مى‏كنم. هم بیمارانى كه جسمشان رنجور است و هم آنها كه دلهایشان بیمار است: (فى قلوبهم مرض) (49) را درمان مى‏كنم. هم آنها كه چشم ظاهرشان نابیناست بینا مى‏كنم، هم آنها را كه چشم دلشان بر اثر جهل و تعصب بسته است با تعلیم حكمت، باز و بصیر مى‏كنم. بینایى دل، بركت معنوى و بینایى بصر، بركت ظاهرى است. پس بركت ظاهرى و باطنى از من به شما مى‏رسد. همچنین بعضى از چیزها كه بر شما حرام بود حلال مى‏كنم نیز اختلافات علمى شما را حل مى‏كنم و اینها همه از بركات الهى است.
بعضى انسانها به قدرى كاملند كه در همه شئون زندگى بركت آنها به دیگران مى‏رسد، ولى برخى دیگر به قدرى ناقصند كه به هر جا و در پى هر مأموریتى اعزام شوند بى‏بركت بر مى‏گردند: (اینما یوجّهه لا یأت بخیر) (50) و سودمند به حال خود یا دیگران نیستند. خلاصه آن كه عیساى مسیح یكى از مجارى اِسباغ نعمت ظاهر و باطنه بود: (أسبغ علیكم نعمه ظاهرةً و باطنةً) (51) .
سپس فرمود: تا زنده‏ام و در عالَمِ تكلیف به سر مى‏برم مكلّف به نماز و زكاتم: (واوصانى بالصلوة والزكوة ما دمت حیّاً) (52) . نماز و زكات پیوندى است بین انسان و خدا. تنها پیوندى كه انسانها را به م مرتبط مى‏كند امتثال فرمان الهى است. زكات، خواه مستحب و خواه واجب، براى تحكیم ارتباط خلق با خداست و اگر مایه پیوند خلق با یكدیگر نیز مى‏شود، در پناه ارتباط با خداست. در ادامه فرمود: خداوند مرا نسبت به مادرم رئوف و مهربان قرار داد: (وبراّ بوالدتى) (53) ، چنانكه یحیاى شهید را نسبت به پدر و مادر خویش نیكوكار قرار داد: (وبرّاً بوالدیه). سپس فرمود: من نسبت به احدى جبّار نیستم تا با شقاوت رفتار كنم: (ولم یجعلنى جباراً شقیاً) (54) ، زیرا این گونه از امور جزو صفات سلیبه و آن اوصاف كمالى یاد شده جزو صفات ثبوتیه یك ولى خداست. بر این اساس كسانى كه علیه دین حضرت مسیح به مبارزه پرداختند و خداى سبحان مسیح و حواریین را بر آنها پیروز كرد، آنها با دست خود بر خود ستم كرده‏اند و مسیح هرگز ستمى را بر كسى تحمیل نكرد.
 

سلامت مسیح در دنیا، برزخ و قیامت

حضرت مسیح تببین سیره خود را با تأكید بر سلامت در حیات دنیوى، برزخى و اخروى، این چنین به پایان برد، سلام بر من روزى كه به دنیا آمدم و روزى كه مى‏میرم و روزى كه زنده مبعوث مى‏شوم: (والسلام علىّ یوم ولدت و یوم اموت و یوم ابعث حیّاً) (55) . این سخن كه به اعجاز و اذن خداوند بر زبان عیساى مسیح جارى شد، پاسخى است در برابر تهمت تفریطیان، زیرا جمله (والسلام علىّ یوم ولدت) بدین معناست كه من با سلامت و از راه صحیح و طاهر به عالم طبیعت وارد شدم. مسیح (علیه‏السلام) مى‏فرماید: من در هر سه نشئه عالم سالمم. انسان تا به سلامت به برزخ و قیامت برسد سخت است.
در قیامت كبرا هم كه عده‏اى گرفتار فزع اكبرند، آنان كه مراحل قبل را به طهارت و سلامت گذرانده‏اند از فزع مصونند. در بیانات امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) هم آمده است كه خداى سبحان گوش برخى انسانها را مكرّم قرار داد تا صداى رعب آور جهنم را نشنود: «وأكرم أسماعهم أن تسمع حسیس نار ابداً» (56) .حضرت امام رضا(علیه‏السلام) مى‏فرماید: انسان سه مقطع حساس دارد: روز میلاد، روز مرگ و روز ورود به قیامت كبرا: «إنّ أوحش ما یكون هذا الخلق فی ثلاثة مواطن یوم یُولَد و یخرج من بطن امّه فیرى الدنیا و یوم یموت فیعاین الآخرة و أهلها و یوم یُبعث فیرى أحكاماً لم یَرَها فی الدنیا» (57) . انسان آنگاه كه از عالم بسته زهدان به این جهان وسیع قدم مى‏گذارد، با سرنوشت مجهولى وارد مى‏شود و اگر به سلامت و طیب مولد در جهان طبیعتِ پا بنهد، راحت است. ورود به عالم برزخ هم اولین لحظه وحشت اوست كه اگر با سلامت وارد شود در امان است. هنگام ورود به قیامت كبرا هم اگر با سلامت باشد از فزع قیامت كبرا براى همیشه محفوظ است. این سه مقطع بسیار مهم است و عیساى مسیح در این سه مقطع در كمال سلامت بود.
نكته‏اى كه باید بدان توجه داشت این كه سلامت غیر از رفاه و آسایش است. گرچه در نشئه طبیعت رنجها و دشواریهاى توانفرسا براى حضرت مسیح پیش آمد، چنانكه بخشى از مبارزات و درگیریهاى آن حضرت با كفران از آیه (فلمّا احسّ عیسى منهم الكفر قال من انصارى الى اللّه قال الحواریّون نحن انصار اللّه) (58) به خوبى قابل استفاده است، امّا از همه این بلایا به سلامت به مقصد رسید. یعنى هیچ حادثه‏اى نتوانست قلب مطهر عیسى را به خود مشغول كند و به دیانت او آسیب برساند. پس سلامت روح غیر از رفاه و سلامت تن است.شاهد بر نكته اخیر، سخن خدا درباره یحیاى شهید است: (وسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیّاً) (59) . معناى سلام بر یحیى این است كه او در دنیا به سلامت به سر مى‏برد، با این كه آن حضرت به شهادت رسیده و سر مطهر او را یك ناپاك اسرائیلى از بدن جدا كرده و به عنوان هدیه براى یك ناپاك اسرائیلى دیگر برده است. اما یحیاى شهید در عین شهادت، به سلامت به مقصد رسیده است.درباره نوح نیز خداى سبحان، با تعبیرى ویژه كه در سراسر قرآن، تنها آن حضرت به آن ممتاز است، مى‏فرماید: (سلامٌ على نوحٍ فى العالمین) (60) ؛ در همه عوالم آفرینش درود بر نوح؛ با این كه نوح رنجهاى فراوان برده است. بنابراین سالم ماندن یعنى با قلب سلیم از این جهان رخت بربستن و با ایمان و جان سالم از دنیا وارد عالم برزخ شدن. منظور از سلام در این گونه موارد، سلامت دل است، نه سلامت جسم و بدن یا سلامت به معناى آسایش. همان طور كه درباره حضرت ابراهیم(علیه‏السلام) آمده است(اذ جاء ربّه بقلبٍ سلیم) (61) . كسى كه با قلب سالم با خداى خود در ارتباط است، با قلب سالم هم به پیشگاه خداى سبحان مى‏رود و سلام خدا بر او رواست، گرچه در دنیا آسیبها ببیند و تهمتها بشنود و او را به سوختن تهدید كنند. سلام خدا بر كسى است كه دین و قلب او به سلامت به مقصد مى‏رسد. حضرت مسیح چنین انسانى است و سیره او نیز آموزنده سلامت روح در همه ادوار سه گانه حسّاس سیر بشرى است.
 

مسیح مظهر خداى خالق و محیى

صفات فعلیه خداى سبحان مظاهر فعلى مى‏طلبد و عیساى مسیح نیز جزو مظاهر فعلى خداى سبحان است. عالم الغیب، خالق، محیى و شافى، از اسماى حسناى خداى سبحان است و عیساى مسیح در محدوده خاصّى مظهر این اسماء است.
امّا وقتى مى‏گوید: (أخلق لكم من الطین كهیئة الطّیر فانفخ فیه فیكون طیراً بإذن اللّه) (62) ، چنین نیست كه خداى سبحان برخى از امور را خلق كند و عیساى مسیح برخى دیگر را، بدین معنا كه خداى سبحان این بخش از كار را به مسیح تفویض كرده باشد، زیرا تفویض در نظام آفرینش محال است. بلكه حضرت مسیح در خالقیت مظهر اسمى از اسماى حق بود. در عین حال كه مسیح مجاز بود به اذن اللّه پرنده‏اى را بیافریند، تنها خدا بود كه خالق هر چیز بود. همان طور كه درباره رسول خدا آمده است: (وما رمیت اذ رمیت ولكن اللّه رمى) (63) ، درباره دیگر انبیا و مظاهر اسماى حسناى حق نیز چنین است و به عیساى مسیح نیز مى‏توان گفت: «وما خلقتَ اِذ خلقتَ ولكن اللّه خَلَق، و ما أحییتَ الموتى اِذا اَحْیَیتَ ولكن اللّه اَحیى الموتى، و ما أبرئتَ الاكمه و الاَبرص اذ أبرئْتَ ولكن اللّه اَبْرء، و ما اَنبَأتهم بما یدّخرونَ فى بیوتِهِم ولكنّ اللّه اَنْبأهم». چنین نیست كه آن حضرت در بخشى از این امور، مستقل باشد و بقیه كارها را خدا انجام دهد، زیرا همه امور به دست خداست: «وللّه جنود السّموات والارض) (64) .حال اگر كسى بخواهد كارى مسیحایى كرده، لااقل امراض روحى خود را تشخیص داده، درمان كند و خود را اِحیا كرده، با سلامت به مقصد برساند باید راهى را كه او رفت بپیماید و آن راه را خداى سبحان در پیدایش و پرورش حضرت مسیح براى ما بازگو كرده است.
به یقین، رابطه عبادى مریم(علیهاالسلام) با خداى سبحان سهم اساسى در پیدایش و پرورش عیساى مسیح داشته است. خداوند در این باره مى‏فرماید: ما به مریم در حال عبادت بشارت دادیم كه مادرخواهى شد، چنانكه به زكریا در محراب بشارت دادیم كه فرزند صالحى به نام یحیى نصیب تو خواهد شد. بر این اساس آنچه انسان را به خدا نزدیك مى‏كند تا بر اثر قرب، تحت ولایت خدا قرار گرفته، علوم و معارف و مواهب الهى نصیب او شود، عبادت است.
قرآن كریم بشارت فرشتگان را چنین نقل مى‏كند: «واذ قالت الملائكه یا مریم ان اللّه اصطفیك و طهّرك و اصطفیك على نساء العالمین) (65) . و چون مصطفا و مطهره و صفوةاللّه شدن این بانو را در پرتو نماز و اطاعت و عبادت خدا مى‏داند، مى‏فرماید: اى مریم! اهل قنوت، تواضع، عبادت و خشوع در پیشگاه حق باش: (یا مریم اقنتى لربك واسجدى واركعى مع الرّاكعین) (66) . راه طهارت، عبادت است و تو از این راه صفوةاللّه خواهى شد. نظیر (واعبد ربك حتّى یأتیك الیقین) (67) ؛ اگر خواستى به مرز یقین برسى عبادت كن، كه این منفعت و بهره است. بنابراین اگر كسى خواست مطهّر و مصطفى شود، راهش ركوع و سجود و قنوت و خضوع در پیشگاه خداى سبحان است.
 

نزول فرشته بر انسانهاى پاك

درباره تنزّل ملائكه، توجه به چند نكته سودمند است؛ اولاً: نزول آنان اختصاص به انبیا و مرسلین ندارد بلكه بر مؤمنان با استقامت نیز تنزل مى‏كنند: (انّ الذین قالوا ربّنا اللّه ثم استقاموا تتنزّل علیهم الملائكة الا تخافوا ولا تحرنوا) (68) ، چنانكه تنزل شیاطین بر انسان خبیث است: (هل انبّئكم على من تنزّل الشّیاطین* تنزل على كل افّاك اثیم) (69) . انسانى كه تحت ولایت شیطان است ، شیطان بر وهم و خیال او مسلّط است و كسى كه تحت ولایت اللّه است، فرشتگان الهى، هم عقل او را تأمین و هم وَهْم و خیال او را تعدیل مى‏كنند.
ثانیاً: نزول ملائكه، اختصاص به مردان ندارد، زیرا كمال انسانى به جان اوست و روح و جان آدمى نه مذكر است و نه مؤنث. آن پیكر است كه یا مذكر است یا مؤنث، و فرشتگان بر روح نازل مى‏شوند نه بر بدن. روح انسان اگر طاهر باشد توان تحمل نزول فرشتگان را دارد. زن و مرد و پیغمبر و غیر پیغمبر از این جهت یكسانند. مریى نه مرد بود و نه پیغمبر، امّا فرشته همان طور كه بر زكریاى پیغمبر نازل شد، بر مریم نیز نازل شد.
ثالثاً: محل نزول ملائكه، ضمیر صاف و راه نزول فرشته عبادت است. قلب انسان تا گرفتار وسوسه است مهبط فرشته نیست. اگر دیو وسوسه و شیطان از صحنه ضمیر بیرون رفت، آنگاه ملائكه نازل مى‏شوند و مادامى كه این اهرمنان هستند، نازل نمى‏شوند. از این رو گناهكار دلش همواره در اضطراب است. او از بامداد تا شامگاه و از شامگاه تا بامداد سرگردان است و هرگز نمى‏آرمد و طعم آرامش و اطمینان را نمى‏چشد، و این بر اثر تنزل شیاطین است كه بر وهم و خیال وى ولایت دارند او مصداق (فهم فى ریبهم یتردّدون) (70) است. همواره سرگرم تردد در میان ریبهاى خویش و دچار سرگردانى و اضطراب است، اما ضمیر مصفّا جایگاه نزول فرشته‏هاست و بهترین راه براى تطهیر، تحكیم پیوند عبد و مولاست.
رابعاً: فرشتگان، پیك حقّند. از این رو، نزول و عروج آنها بدون ره آورد نخواهد بود. اصولاً آنان سِمَتى جز رسالت ندارند: (الحمدللّه فاطر السموات والارض جاعل الملائكه رسلاً) (71) ؛ فرشتگان، رسول خدا و مأموران الهى هستند. هنگام نزول، حامل پیام و رسالتى هستند و آنگاه كه مى‏روند خبرى مى‏برند. الهامهایى كه در جان انسان ظهور مى‏كند و نیز آرامشى كه انسان در خود احساس مى‏كند ره آورد فرشته و اثر رسالت اوست. همچنین طهارت و صفاى ضمیرى كه انسان در خود مشاهده مى‏كند از بركت نزول ملائكه است.خامساً: نزول فرشتگان و مژده دادن آنها تنها در حال احتضار و ورود به عالم برزخ نیست، بلكه در همه نشئه‏ها، فرشته بر انسان طیّب نازل مى‏شود.

آخرین ویرایش: شنبه 9 فروردین 1393 08:27 ب.ظ

 
جمعه 13 مرداد 1396 06:08 ب.ظ
Wow, marvelous blog structure! How long have you ever
been running a blog for? you make blogging glance easy. The overall glance of your website is fantastic,
let alone the content!
جمعه 13 مرداد 1396 01:02 ب.ظ
Why people still make use of to read news papers when in this technological globe
all is presented on web?
شنبه 7 مرداد 1396 11:18 ب.ظ
My brother suggested I might like this website.
He used to be totally right. This put up actually made
my day. You can not imagine just how much time I had spent for this information! Thank you!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:11 ق.ظ
Hi this is somewhat of off topic but I was wanting to know if blogs use WYSIWYG
editors or if you have to manually code with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding knowledge so I wanted to get guidance from someone
with experience. Any help would be greatly appreciated!
سه شنبه 15 فروردین 1396 11:23 ق.ظ
Does your website have a contact page? I'm
having a tough time locating it but, I'd like
to shoot you an e-mail. I've got some ideas for your
blog you might be interested in hearing. Either way, great site and I look
forward to seeing it improve over time.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر