تبلیغات
حقیقت مسیح - ارتداد

ارتداد

چهارشنبه 2 بهمن 1392 02:16 ب.ظنویسنده : نیما اصلی

 

ارتداد

التزام و پایبندی به اصول و موازین قانونی هر نهاد یا سازمانی، پس از ورود و پذیرش چارچوب كلّی آن، از اصول طبیعی و پذیرفته شدهای است كه در سراسر امور زندگی، معمول و مطابق عرف بشری بوده است. مصالح مادی و معنوی انسان همواره بر این اساس استوار گردیده كه افراد در زندگی روزمره خویش، پس از قبول تعهد در قبال انجام یك مسئولیت معین و یایك تكلیف خارجی، نسبت به قوانین موضوعه ملتزم بوده و در صورت تخطی از آن خود را سزاوار تنبیه و مجازات پیشبینی شده بشناسند. در دین اسلام نیز هنگامی كه یك فرد با پذیرش این دین خود را ملتزم به آن مینماید، خواه ناخواه حقوق و تكالیفی را متوجه خویش میسازد كه نمی‌تواند در قبال آنها بیتفاوت بماند ارتداد از دین در واقع بیتوجهی به همان اصول پذیرفته شده شرعی و تكالیف مدون الهی است كه مطابق عقل و منطق بشری و قوانین الهی، سزاوار است تا فرد خاطی به طور معمول تبعات آن را پذیرا گردد.

آنچه در ادامه این نوشتار میآید. كنكاشی پیرامون مسئله ارتداد و بررسی ارتباط این موضوع با حقوق و تكالیف انسانی است:

1) معنای ارتداد:

ارتداد در لغت به معنای بازگشت و رجوع است.[1]راغب می‌گوید: «ارتداد و رده رجوع و بازگشت به راهی است كه شخص آن را پیموده است منتها رده تنها در مورد كفر به كار می‌رود و ارتداد در مورد كفر و غیر آن.»[2]

اما در فقه و كلام اسلامی ارتداد به معنای بازگشت از دین اسلام است كه در زیر مورد بحث قرار می‌گیرد:

2) مرتد:

منظور از «مرتد» كسی است كه اسلام را بپذیرد و سپس از آن بازگشت نماید و اعلام جدایی كند و در اسلام حد شدیدی برای آنها ذكر شده است.

مرحوم محقق در تعریف مرتد می‌گوید: «او كسی است كه پس از اسلام كافر شده باشد.»[3] امام خمینی (قدس سره) نیز شبیه این تعریف را دارد: «مرتد كسی است كه از اسلام خارج شده و كفر را اختیار نماید».«المرتد و هو من خرج عن الاسلام و اختار الكفر».[4]

ابن قدامه از علمای عامه می‌گوید: مرتد كسی است كه از دین اسلام به كفر رجوع كرده است.[5] یكی دیگر از ایشان می‌گوید: ارتداد رجوع از اسلام یا قطع اسلام است.[6]

می‌توان گفت كه فقهای شیعه و سنی در مفهوم ارتداد با هم توافق داشته‌و آن را به معنای بازگشت از اسلام و رجوع به كفر می‌دانند. و این معنا از آیات شریفه‌ای از قرآن كریم اخذ شده است. از جمله در آیه شریفه زیر:

«و من یرتد منكم عن دینه فیمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم فی الدنیا و الاخره و اولئك اصحاب النار هم فیها خالدون»... [7]هر كس از شما از دین خود برگردد و در حالی بمیرد كه كافر است اعمال وی در دنیا و آخرت تباه می‌شود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.

3) مصداق مرتد:

در خصوص مصداق مرتد گفته‌اند: مرتد به كسی گفته می‌شود كه فعل یا قولی از او صادر شود كه نشان انكار اصل دینیا اصلی از اصول دین چون توحیدیا نبوت یا معاد باشد، و یا شخصییكی از ضروریات دین را منكر شود كه انكار او به تكذیب توحیدیا رسالت پیامبر اكرم r منتهی گردد. در این صورت ارتداد حاصل خواهد شد.[8]

چنانچه گفته شده: از جمله كسانی كه ملحق به مرتد هستند كسانی می‌باشند كه نعوذبالله پیغمبر اكرم rرا دشنام و ناسزا گویند و اهانت كنند و هم چنین در مورد امامان معصوم علیهم السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها و در واقع این كار یكی از اسباب ارتداد است.[9]

بعضی از فقها در كتاب حدود در فقه اسلامی آن را به طور جداگانه بحث كرده‌اند و در روایات خاصی نیز درباره مباح بودن خون چنین كسی در منابع اسلامی دیده می‌شود.[10]

در اینجا به دلیل اختصار ورود در این بحث به طور جداگانه نیازی نیست.

البته انكار ضروری آنگاه موجب ارتداد می‌شود كه شخص منكر به پیامد انكارش آگاه باشد.[11] یعنی بداند كه انكار ضروری او به تكذیب توحید و یا رسالت پیامبر اكرم r منتهی می‌گردد.

اما كسانی كه در حال تحقیق باشند مشمول حكم ارتداد نیستند حتی اگر نتیجه تحقیق آنها بازگشت از اسلام و گرایش به آیین دیگری باشد مشروط بر این كه سخنی برخلاف اسلام نگویند كسی با آن‌ها كاری ندارد و از این مجازات‌ها معافند.[12]

فلسفه اعدام مرتد

فلسفه اعدام مرتد حفظ امنیت داخلی جامعه اسلامی و جلوگیری از نفوذ بیگانه‌گان و نامحرمان در حریم اعتقادات دینی مردم است. اگر در برابر مرتد سكوت شود بیم آن می‌رود كه هر روز افرادی مانند یهودیان در آغاز اسلام به توطئه‌ای بر ضد مسلمانان برخیزند و برای ایجاد تزلزل در ایمان مؤمنان و در هم ریختنامنیت جامعه اسلامی از طریق ارتداد وارد شوند و این جا است كه جامعه مبتلا به بحران فكری ـ اجتماعی می‌گردد. به خصوص این كه كار‌های تخریبی معمولاً آثار سریع دارند. لذا اسلام در برابر ارتداد عكس العمل شدیدی نشان داده است.

ممكن است حكم اعدام مرتد یك نوع خشونت و تحمیل عقیده و سلب آزادی تلقی شود. ولی اگر به این واقعیت توجه شود كه این احكام مربوط به كسی نیست كه اعتقادی در درون دارد و در مقام اظهار آن بر نیامده بلكه شامل كسانی است كه به اظهار یا تبلیغ بپردازد روشن می‌شود كه اینحكم اعدام مرتد بدون حكمت و دلیل نیست. چه این كه مجازات مرتد یك فلسفه اساسی دارد و آن حفظ امنیت داخلی جامعه اسلامی و جلوگیری از متزلزل شدن آن و نفوذ بیگانه‌گان و منافقان است. اگر به افراد اجازه داده شود هر روز مایل بوده‌اند خود را وفادار به اسلام معرفی كنند. و استعفاء دهند كه در این صورت هرج و مرج بر جامعه اسلامی حاكم خواهد شد.

از این گذشته در اصل پذیرش دین اجباری نیست و گرویدن به اسلام باید طبق منطق باشد كسی كه از پدر و مادر مسلمان متولد شده و در محیط اسلامی پرورش یافته و آگاهانه این دین را برگزیده و یا كسی كه چنین نبوده اما در اثر تحقیق و تفحص اسلام را اختیار كرده باشد بسیار بعید به نظر می‌رسد كه محتوای اسلام را تشخیص نداده باشد پس عدول و بازگشت یك چنین افرادی از اسلام معمولاً انگیزه صحیح و دلیل منطقی ندارد بلكه به توطئه و خیانت شبیه‌تر است به اشتباه و عدم درك حقیقت. بنابراین شایسته مجازات‌اند به خصوص كه احكام شرعیه ناظر به تك‌تك افراد نیست بلكه مجموع را به طور كلی شامل است.

خلاصه آن كه اگر در برابر مرتد سكوت شود بیم آن می‌رود كه هر روز افرادی مانند یهودیان در آغاز اسلام به توطئه بر ضد مسلمانان برخیزند و برای متزلزل ساختن اعتقادات مردم و از هم پاشیدن امنیت جامعه اسلامی از طریق ارتداد وارد شوند در نتیجه جامعه اسلامی را مبتلا به بحران فكری ـ اجتماعی نمایند به خصوص این كه كارهای تخریبی معمولاً آثار سریع دارد لذا اسلام در برابر عمل ارتداد عكس العمل شدیدی نشان داده است.

قرآن كریم به این نكته اشاره دارد و داستان عملكرد گروهی را بیان می‌كند كه به عنوان یك توطئه حساب شده ابتدا اظهار اسلام كردند سپس با این ادعا كه چیز قابل ملاحظه‌ای در اسلام نیافتند از‌ان عدول كردند در صورتی كه هدف اصلی آنان این بود كه بدین وسیله تزلزل در ایمان مؤمنان ایجاد كنند.

و جمعی از اهل كتاب یهود گفتند: بروید و در ظاهر به آن‌چه بر مؤمنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز كافر شوید و بازگردید شاید آن‌ها مؤمنان از آیین خود باز گردند زیرا شما را اهل كتاب و آگاه از بشارات آسمانی پیشین می‌دانند و این اقدام شما كافی است كه آن‌ها را متزلزل سازد.[13]

دریك چنین فرضی دیگر مدارای اسلامی نه تنها به صلاح نیست بلكه زمینه‌ساز توطئه‌های ویرانگر و فعالیت وتوطئه‌سازان حرفه‌ای ـ همانند سلمان رشدی‌ها ـ برای ضربه زدن به اسلام و مسلمانان خواهد بود. در این جا قاطعیت امام گونه لازم است كه فرمود: سلمان رشدی اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد بر هر مسلمان واجب است او را به درك واصل گرداند.[14]

حكم اعدام برای مرتد استبعاد عقلی هم ندارد چه این كه جامعه حق دارد برای جلوگیری از اشاعه فساد در جامعه و حفظ امنیت اجتماعی از طریق اعدام عضو فاسد و مخرب جامعه را نابود سازد.

به گفته گاروفالو: همان‌طوری كه در بدن انسان اعضای ضعیف و فاسدی كه قابل بقا نیستند با عمل جراحی مصنوعی دفع می‌شوند بعضی از افراد كه توانایی زندگی قانونی و همگانی با جامعه را ندارند به وسیله اعدام كه یك نوع عمل جراحی مصنوعی برای حفظ و سلامتی دیگران است طرد می‌شوند.[15]

مجازات اعدام یك وسیله موثر و بازدارنده است و در مقابل خطر دشمنان اسلام و كسانی كه امنیت اعتقادی و فكری جامعه را خدشه‌دار می‌سازند لازم و ضروری است.

دریك جمله اعدام مرتد بدون دلیل نیست بلكه فلسفه اساسی خاصی دارد كه بیان شد.

منابع برای مطالعه بیشتر علاوه بر منابع مندرج در پاورقی:

1ـ ناصر مكارم و همكاران، پیام قرآن، ج 10، ص 203 ـ 207.

2ـ تفسیر نمونه، ج 2، ص 648 به بعد، تفسیر نمونه، ج 11، ص 426 به بعد.

3ـ محمد صالح دلیری، حقوق جزای عمومی، ج 4، تهران، نشر داد، 1374.

4ـ محمد ابراهیم شمس ناصری، بررسی تطبیقی مجازات اعدام، قم، مركز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1378.

5ـ محمد محمدی گیلانی، حقوق كیفر در اسلام، تهران، المهدی، 1361.

6ـ سید محمد حسن مرعشی، دیدگاه‌های نو در حقوق كیفر اسلام، تهران نشر میزان، 1373.

7ـ حسین مهرپرور، دیدگاه‌های جدید در مسایل حقوقی، تهران، اطلاعات، چاپ دوم، 1374.

8ـ مجله حوزه، سال 1369، شماره 41، مقاله آزادی بیان.

[1]. لویس معلوف، المنجد فی اللغه، تهران انتشارات اسماعیلیان، (بی‌تا) ص، 154.

[2]. الراغب الاصفهانی، معجم المفردات الفاظ قرآن، بیروت، دارالفكر، بی‌تا، ص 198.

[3]. جعفر بن الحسن، محقق حلی، شرایع الاسلام، نجف اشرف، مطبعه الآداب، 1389 ق، ج 4، ص 173.

[4]. امام خمینی، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، بی‌تا، ج 2، ص 329، كتاب المواریث، مسذله 10.

[5]. عبد الله بن احمد، ابن قدامه، المغنی و الشرح الكبیر، بیر.ت، دارالكتاب العربی، 1409 ق، ج 10، ص 74.

[6]. عبد القادر عوده، الشریع الجنانی الاسلامی، دارالكاتب العربی، بی‌تا، ج 2، ص 706.

[7]. سوره بقره، آیه 217.

[8]. امام خمینی، تحریر الوسیله، ج 1، ص 118.

[9]. ناصر مكارم و جمعی از همكاران، پیام قرآن، ج 10، ص 204.

[10]. محمد بن الحسن، الحر العاملی، وسایل الشیعه، ج 18، ص 458، كتاب الحدود، باب 25، حدیث 1 ـ 4، و باب 27، حدیث 1.

[11]. عبد الكریم موسوی اردبیلی، فقه الحدود و التعزیرات، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1413 ق، ص 840.

[12]. همان، رك، ناصر مكارم، همان، ص 207.

[13]. سوره آل‌عمران، آیه 72 و 73.

[14]. امام خمینی، صحیفه نور، ج 21، ص 87، رك، فتوای مورخ 28 / 11 / 67، امام خمینی (قدس سره) در خصوص حكم اعدام سلمان رشدی.

[15]. محمد صالح ولیدی، حقوق جزای عمومی، تهران نشر داد، 1374، ج 4، ص 16.

عبدالحكیم
آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 بهمن 1392 02:25 ب.ظ

 
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 07:06 ق.ظ
Exactly what I was looking for, thank you for putting up.
دوشنبه 28 فروردین 1396 06:25 ب.ظ
First off I want to say superb blog! I had a quick question in which I'd like to ask if you don't mind.
I was curious to find out how you center yourself and clear
your mind before writing. I've had a tough time clearing my mind
in getting my ideas out. I do take pleasure in writing however it just seems like the first 10 to
15 minutes are lost simply just trying to figure out how to begin. Any suggestions or tips?
Appreciate it!
سه شنبه 15 فروردین 1396 06:54 ب.ظ
Hi there I am so delighted I found your weblog, I really found you by
error, while I was browsing on Askjeeve for something else, Anyways I am
here now and would just like to say many thanks for a fantastic post and
a all round exciting blog (I also love the theme/design), I don’t have time to read it all at
the minute but I have saved it and also added in your RSS feeds, so when I have time I will be back
to read much more, Please do keep up the great jo.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر